جمعه برفی
دیروز هم طبق معمول هر جمعه ناهارو رفتیم خونه باباجون
ولی چون خونه تکونی میکردیم دیر رسیدیم.دایی محمد داش میرفت ماموریت و منتظر بود تا تورو ببینه و بره.همین که رسیدیم بغلت کرد بوسیدت و رفت تا به پرواز برسه.![]()
بابا جون به مناسبت ٣ ماهگیت یه کیک خوشمزه پخته بود.دستش درد نکنه خیییییلی خوشمزه شده بود.
راستی امروز عمو رحمان(عموی مامانی)از سوئد زنگ زده بود و عکساتو میخواست.منم آدرس وبلاگتو بهش دادم. این عکس خوشگلتم تقدیم میکنم به عمو رحمان.
.gif)

.gif)
یه سری از عکسای جدیدتم در ادامه مطلب میذارم.
.gif)

.gif)

.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


جمعه برفی
